تبليغاتX
گفتگوی درونی
 

Yesterday is History

Tomorrow a Mystery

 Today is a Gift

 

 

Thats why it's called the Present

جسم خاك از عشق برافلاك شد
كوه در رقص آمد و چالاك شد

خندیدن.. گریستن.. تفاوت!! چرا ما انقدر نسبت به حال بی تفاوتیم؟ چرا انقدر تفاوت! و ما تا این حد بی تفاوت؟ همیشه این سوال رو از خودم می پرسم، قلب انسان که در دقیقه هفتادو چند بار میتپه اگه یه بار نتپه چی میشه؟ اصلا کی گفته باید بتپه؟ اما حالا که داره میتپه! چرا تفاوت رو نمیفهمیم؟

گویند بزرگان راز زندگی موفق را در حال بودن میدانند. بهش میگن دم چون خیلی زود میگذره.. نه؟ شاید ما باید راز گل سرخ رو بفهمیم. شاید بتونیم تو افسون گل سرخ شناور باشیم اما رازش رو هم بفهمیم. چرا نتونیم؟ و چرا نخواهیم؟ به خودمان مربوط است!

چرا امکان لذت بردن از یه سیگار رو واسه خودمون مهیا میکنیم اما لذت های ناشناخته ی دیگه رو نه؟ صرفا به دلیل سختی راه؟ به تو چه بچه؟ به من چه؟ مردم حق انتخاب دارند... همون طور که رئیس جمهور انتخاب میکنند... حتما راه درستی رو هم واسه خودشون سراغ دارد.

چون که گل رفت و گلستان شد خراب
بوی گل را از که جوییم؟ از گلـــــــــــاب

فاقد عنوان

آینه ات دانی چرا غماض نیست؟            زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست

خواستم باز هم در مورد اعتقادات و مشاهداتم بنویسم... اما ننوشتم. به هر حال پاییز هم شروع شده. من هیچوقت پاییز رو دوست نداشتم. صرفا به خاطر شروع مدارس... و اما امسال دیگه مدرسه ای نیست. باز هم پاییز برایم غریب است. گاهی فکر میکنم حصارهایی که دنیای ما را ساخته اند چه قدر هزینه داشته اند. چند هزار فرصت؟ چند میلیون لحظه؟ .. تکرار... من تا به حال دو فصل مشابه ندیده ام. تا به حال پاییزی مشابه بقیه ی پاییزهای عمرم ندیده ام. اما تا دلتان بخواهد حصار کشیده ام. حصار شباهت.بعضی وقتها همه چیز را مشابه میبینم.. گاهی همه ی آدمها را مشابه میبینم. گاهی همه ی فصل ها را مشابه میبینم. گاهی همه ی لحظه ها و فرصت ها را مشابه میبینم. اما خوب میدانم که متفاوتند. انقدر متفاوت که به هم شبیه شده اند.

چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو؟

پ ن: آبشار... چه قدر دوست دارم هر جا که میرم آبشار باشه. چه قدر دوست دارم از بزرگترین هاش بپرم پایین. شما جایی این نزدیکیا (تو کشور خودمون) آبشار مرتفع و بزرگ و پر آبی نمیشناسید؟

ماه مبارک رمضان

           مرگ نزدیک است.

مرده ی یک شبه، چو نمره ی بیست ثلث اول که هیچش ارزش نیست. مرده ی قرن را چنین بنگر، همچو تجدید ناب شهریور.. خنده سر داده رند و بازیگوش. بگذار این رفوزگی هم روش...
بعد صدها هزار سال زیر خاک چه مهم است پاک یا ناپاک؟! چه مه است سبک اسپیس راک؟!

          لحظه لحظه انتظار میکشم تا مرگ مرا در آغوش گیرد. شاید من بمانم و دیگران بروند... همچون من که میروم و مردگان میمانند....

یه متفکر شهیدی تو کتابش آورده..

مسئله عدل

بحث جبر و اختيار ، خود به خود بحث " عدل " را به ميان آورد . زيرا رابطه مستقيمی است ميان اختيار و عدل از يك طرف ، و جبر و نفی عدل از طرف ديگر ، يعنی تنها در صورت اختيار است كه تكليف و پاداش و كيفر عادلانه ، مفهوم و معنی پيدا می‏كند . اگر انسان ، آزادی و اختيار نداشته‏ باشد و در مقابل اراده الهی و يا عوامل طبيعی ، دست بسته و مجبور باشد ، ديگر تكليف و پاداش و كيفر ، مفهوم خود را از دست می‏دهد
متكلمين اسلامی دو دسته شدند : دسته‏ای كه از همان ابتدا " معتزله " ناميده شدند طرفدار عدل و اختيار ، و دسته ديگر يعنی گروه اهل حديث كه‏ بعدها " اشاعره " ناميده شدند طرفدار جبر و اضطرار گرديدند . البته‏ منكران عدل ، صريحا نگفتند كه منكر عدل الهی هستيم زيرا قرآن كريم كه هر دو دسته ، خود را حامی آن می‏دانستند ، با شدت ، ظلم را از خداوند نفی ، و عدل را اثبات می‏كند .

آنها عدل الهی‏ را به گونه‏ای خاص تفسير كردند ، گفتند : عدل ، خود حقيقتی نيست كه قبلا بتوان آن را تو صيف كرد و مقياس و معياری برای فعل پروردگار قرار داد
اساسا معيار و مقياس برای فعل الهی قرار دادن نوعی تعيين و تكليف و وظيفه ، و تحديد و تقييد مشيت و اراده برای ذات حق محسوب می‏شود . مگر ممكن است برای فعل حق ، قانونی فرض كرد و آن قانون را حاكم بر او و فعل‏ او قرار داد ؟ همه قوانين ، مخلوق او و محكوم اوست و او حاكم مطلق است‏ . هر نوع محكوميت و تبعيت ، بر ضد علوم و قاهريت مطلق ذات اقدس الهی‏ است . معنی عادل بودن ذات حق ، اين نيست كه او از قوانين قبلی به نام‏ قوانين عدل پيروی می‏كند ، بلكه اين است كه او سرمنشأ عدل است ، آنچه او می‏كند عدل است نه اينكه آنچه عدل است او می‏كند . عدل و ظلم ، متأخر و منتزع از فعل پروردگار است . عدل ، مقياس فعل پروردگار نيست ، فعل‏ پروردگار ، مقياس عدل است . " آنچه آن خسرو كند شيرين بود "
معتزله كه طرفدار عدل بودند گفتند : عدل ، خود حقيقتی است و پروردگار به حكم اينكه حكيم و عادل است كارهای خود را با معيار و مقياس عدل‏ انجام می‏دهد . ما آنگاه كه به ذات افعال نظر می‏افكنيم ، قطع نظر از اينكه آن فعل ، مورد تعلق اراده تكوينی يا تشريعی ذات حق قرار دارد يا ندارد ، می‏بينيم كه برخی از افعال در ذات خود با برخی ديگر متفاوت است‏ ، برخی افعال در ذات خود عدل است ، مانند پاداش به نيكوكاران ، و برخی در ذات خود ، ظلم است مانند كيفر دادن به نيكوكاران ، و چون افعال‏ در ذات خود با يكديگر متفاوتند و ذات مقدس باری تعالی خير مطلق و كامل‏ مطلق و حكيم مطلق و عادل مطلق است كارهای خود را با معيار و مقياس عدل‏ انتخاب می‏كند.

هرکی خدا داره بیاد بگه خداش عادل هست یا نه؟ و   چرا؟

شعور و ماده

جسم موجودات نه تنها به تماميت ساختار شيميائي خود آگاه است بلکه به تاثيرات مواد و محرکهاي مختلف محيطي، بر ساختار پيکره اش نيز کاملاً آگاهي دارد. از اين رو هر موجودي در حالت طبيعي، ذاتاً مي داند که چه چيزي بخورد و چه چيزي نخورد و يا کم بودها و نيازهاي بدنش چه چيزهايي هستند .

 لطفا ادامه مطلب را بخوانید

ادامه مطلب

به قول دکتر علی شریعتی

نه...

من دیگر ناله نمی کنم ، قرنها نالیدن بس است

می خواهم فریاد بزنم!

اما اگر نتوانستم سکوت می کنم

خاموش بودن بهتر از نالیدن است ..

به من بگو نگو ، نمی گویم؛

اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم من می فهمم!!

Coded by taktemp & designed by: Natty WP